اولین یادداشت
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

با نام و یاد خدا و با سلام.

من همونم كه وبلاگ قرآن من و وبلاگ هاي14 گانه ديگر رومي نويسم. از زمان خيلي قديم شما رو ميشناسم.من با شما راجع به اومدن به حوزه و علاقم خيلي مشورت كردم. نمي دونم يادتونه يا نه؟ همه چيز از ارده من خارج بود و حالا اينجا هستم. خواستم بگم كه بالاخره جور شد. من اومدم قم. مادرم مي گفت كار پيدا كن كه حضرت معصومه جور كردن. حالا قم هستم و هم سر كار مي روم و كار تخصصي ام كه مهندسي شبكه اس رو ادامه مي دم و هم ...

زير سايه پدري مهربان كه توي مسير تهران به قصد حرم مطهر خانوم فاطمه معصومه باهاشون آشنا شدم و ايشون زير بال و پر من رو گرفتند و اومدم قم كه به اميد خدا و اجازه از ساحت مقدس امام زمان مي خوام درس طلبگي رو شروع كنم.  بالاخره اومدم. و مي خوام به نصيحت همين پدر مهربوني كه الان توي قم توي زير زمين خونش اسكان گزيدم عمل كنم.ايشون گفتن كه طلبه ها يه دفتر يادداشت داشته باشن تا از آفات طلبگب و چيز هايي كه انسان رو از راه باز ميداره بنويسيم.خواستم شما اولين باز ديد كننده باشيد.البته تا يادم نرفته بگم از روحاني عزيز ديگري كه توي راه برگشتن به تهران، توي سفري كه قصد اومدن به قم رو داشتم هم تشكر كنم.خدا نگهدار و حافظتون والسلام

سید صابر طباطبایی یزدی


لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: صابر طباطبائی یزدی    
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!