اولین یادداشت

با نام و یاد خدا و با سلام.

من همونم كه وبلاگ قرآن من و وبلاگ هاي14 گانه ديگر رومي نويسم. از زمان خيلي قديم شما رو ميشناسم.من با شما راجع به اومدن به حوزه و علاقم خيلي مشورت كردم. نمي دونم يادتونه يا نه؟ همه چيز از ارده من خارج بود و حالا اينجا هستم. خواستم بگم كه بالاخره جور شد. من اومدم قم. مادرم مي گفت كار پيدا كن كه حضرت معصومه جور كردن. حالا قم هستم و هم سر كار مي روم و كار تخصصي ام كه مهندسي شبكه اس رو ادامه مي دم و هم ...

زير سايه پدري مهربان كه توي مسير تهران به قصد حرم مطهر خانوم فاطمه معصومه باهاشون آشنا شدم و ايشون زير بال و پر من رو گرفتند و اومدم قم كه به اميد خدا و اجازه از ساحت مقدس امام زمان مي خوام درس طلبگي رو شروع كنم.  بالاخره اومدم. و مي خوام به نصيحت همين پدر مهربوني كه الان توي قم توي زير زمين خونش اسكان گزيدم عمل كنم.ايشون گفتن كه طلبه ها يه دفتر يادداشت داشته باشن تا از آفات طلبگب و چيز هايي كه انسان رو از راه باز ميداره بنويسيم.خواستم شما اولين باز ديد كننده باشيد.البته تا يادم نرفته بگم از روحاني عزيز ديگري كه توي راه برگشتن به تهران، توي سفري كه قصد اومدن به قم رو داشتم هم تشكر كنم.خدا نگهدار و حافظتون والسلام

سید صابر طباطبایی یزدی

/ 3 نظر / 10 بازدید
قاسمي

سلام ايدک الله فی دارين .... التماس دعا

جليلی

سلام اول اين که ممنون که کل مطبتونو برام کامنت کرده بودين دوم اين که عنوان وبلاگتون يه کم بوداره نمی دونم واقعا طلبه اين يا اين که اينم از اون کارهاس. به هر حال اگر هم اينجوری باشه دوباره برين از استادتون بپرسين ببينين فرمودن تو يه دفتر خصوصی بنويسين يا تو وبلاگ عمومی در نهايت اين که تو همين دفتر خصوصی هم اگه در کنار بخش آفات طلبگی مزايا و افتخارات و مسئوليت هاتونو ننويسين به همون آفات گرفتار خواهيم شد سلام محضر استادتون برسونيد ياعلی